سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
مرداد 1388 - حســرت پـــرواز

من میخوام تکلیف خودمو با عشق و عاشقی روشن کنم اما نمیشه

چهارشنبه 28/5/88 2:48 عصر| عاشقی رسم خوشایندیست | نظر

آمدم تکلیف خودمو با عشق و عاشقی روشن کنم.



عاشقی آدمو شاعر میکنه و روح حساس آدمها رو با خودش میبره



عشق آدم رو هنرمند میکنه از کاه کوه مینویسی و لذت میبری



اما دوست ندارم دیگه تو عاشقی دل و دین و وجود و هستی و لحظه هامو ببخشم



میخوام کلک بزنم میخوام مثل شاعرهای گذشته زرنگ باشم



همون هایی که یه قرون نون نداشتند و سمرقند و بخارا رو به



طرفه العینی میبخشیدن . میخوام عاشقه بی خیال باشم.



میخوام ببخشم تجریش و نیاوران و شوش و سمرقندو بخارا را


اما دوست دارم عاشق بمونم . عاشقی رسم خوشایندیست


و حاضرم در راهش به طرفه العینی تمام دین و دنیا و عمرم رو ببخشم


اینو روزی ثابت خواهم کرد


شعر نیمه شعبان

چهارشنبه 14/5/88 11:5 صبح| سروجانم به فدایت مهدی | نظر

این شعر رو سال آخر دبیرستان نوشتم تقدیمش کردم به محضر مولایم


 


 


نیمه شعبان بود


مکه آن شب همه جا تابان بود


شب ممتاز و پر از رازی بود


چه شب نازی بود


سامره منتظر مهمان بود


لیک از چشم بشر پنهان بود


میهمان حجت حق


وارث سلسله مظلومین


پسر ثارا...


میزبان نور دگر از الله


حسن عسگری فرزند علی شیر خدا


حامل نور، عروس زهرا


مادرش دختر شمعون وفا


جانشین عیسی


نرجس با تقوی


******


چه شبی بود چه غوغایی بود


به سماوات گل آرایی بود


کره ارض تماشایی بود


شب نخوابید ز شوق دیدار


چون که آگه شده بود از اسرار


مژده میداد به فجر از رخ یار


در طلوعش بشود طالع یار


******


نو عروس حامله بود


لیک در وی اثر حمل نبود


عسگری داد به عمش پیغام


زایمان هست پگاهان اتمام


شب تو بیتوته کن افطار بمان


یاور نرجس و بر ما احسان


عمه تردید نمود


شک و شبهه به دلش راه گشود


ناگهان بانک رسید


بانک مولایش بود


عمه جان ،


شک و تردید به خود راه مده


وعده حق نزدیک


پسری آیدو نیک


*****


قائم آل محمد متولد گردید


قائم آل محمد متولد گردید


*******


حال این حرف من است


این تقاضا ز من مسکین است


بار الهی گله دارم زتو من معبودا


عرشیان عاشق مهدی بودند


اذن دادی به زیارت همه نائل گردند


بارالهی گر چه در نیمه شعبان جشن است


همه جا گلرنگ است


به خدا دل به ظهورت تنگ است


*******


به اب انت و امی مهدی


سروجانم به فدایت مهدی


سالگرد عشقترینم

یکشنبه 11/5/88 11:38 صبح| عشق | نظر

تو یکساله شدی



هر شعری رو که از دلتنگی بود ، برات نوشتم.



گفته بودم روزی یه شعر برات مینویسم یادته؟



اگر ننوشتم منو ببخش ،عوضش روزی هزارتا شعر برات خوندم.



هر روز هزارتا هزارتا، تسبیح دونه آبی دیدم ،اما یکیش هم تو نبودی.


هر صبح به عشق تو صبح به خیر گفتم و هرشب به یاد تو شب بخیر.



ماه ها ماه رو دیدم ،اما لطف تو را نداشت.



روزها چشمم به دنبالت بود ،اما تو نبودی.



تو همیشه بودی. همیشه هستی. همیشه خواهی بود .اما  نیستی.



وچرایش همچنان برایم باقیست.!!!



عشق(( تو یکساله شدی))


سکوت

دوشنبه 5/5/88 10:7 صبح| چقدر سکوت؟؟؟؟ | نظر

 


چقدر سکوت؟؟؟؟


ماورای سکوت چیست؟؟؟؟


طنین سکوتت تمام ثانیه هامو پرکرده.


فصل های سکوتت پی در پی می گذرد.


سکوت یعنی گفتن در نگفتن .


یعنی تمرین


تمرین چی ؟؟؟؟


بشکن سکوت را


زیرخط سکوت متروکه است.


بهتر است سکوت نکنی.


آدم ها سکوتت را دوست ندارند.


مثل خیلی وقتها که آدم ها در برابر سکوت خدا رنج میبرند.


اینکه در آسمان آرام و صبور نشسته و سکوت اختیار کرده.


بشکن سکوت را


سکوتت آدم ها رو رنج میده


تو دل مرا ربودی

شنبه 3/5/88 8:13 صبح| کاش بودم در کنارتان | نظر

 


تو بدین همه لطافت که زحور دل  بریدی


زچه برمن سیه رو در دوستی گشودی


زازل مرا ارادت به تو بوده از ولادت


چو سرشته شد گل من . تو دل مرا ربودی


(( این سروده تقدیم به سروران دلم آقام امام حسین و حضرتعباس (ع) ))


پیوند‌ها